به گزارش سراج24، انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری، 24 خرداد ماه برگزار خواهد شد؛ بیش از 800 نفر نامزد حضور در انتخابات ریاست جمهوری شدند؛ برخی از این افراد کسانی بودند که آخرین دست و پا زدنهای خود را برای ماندن در فضای سیاسی کشور - در سطوح عالی - انجام میدادند. با اعلام نتایج احراز صلاحیتها، برخی از این نامزدها به این پایان حیات نزدیک تر شدند؛ هرچند که این رد صلاحیتها برای عده ای هم خوش یمن بود؛ همچنین با انتخابات در 24 خرداد، برخی دیگر از نامزدها حیات سیاسیشان خاتمه خواهد یافت.
در یادداشت ذیل نگاهی خواهیم داشت به احتمال پایان حیات سیاسی برخی نامزدها.
**پیش از انتخابات**
1- احمدی نژاد و اسفندیار رحیم مشایی
این دو نام را با هم آوردیم؛ این هم اعتقاد احمدی نژاد است که « احمدی نژاد یعنی مشایی و مشایی یعنی احمدی نژاد » و هم اعتقاد بسیاری از کارشناسان. این امر قدر مسلم است که احمدی نژاد به شرطی میتوانست حیات سیاسی خود را در بالاترین سطوح ادامه دهد که نامزد شماره یک او – یعنی مشایی – وارد عرصه انتخابات و پیروز آن میشد. تنها در صورت پیروزی مشایی بود که احمدی نژاد همچنان در سطح عالی ترین مقام دولتی باقی میماند – البته به شرطی که مشایی هم به احمدی نژاد همان ارادتی را میداشت که دکتر به او دارد - . البته حیات سیاسی خود مشایی هم در گرو حضور در همین انتخابات بود؛ انتخاباتی که گمان میکرد با استفاده از محبوبیت احمدی نژاد، پیروز آن خواهد بود.
با این حال زودترین مرگ سیاسی برای احمدی نژاد و مشایی رخ داد؛ با اعلام نامزدهای احراز صلاحیت شده و مشخص شدن عدم احراز صلاحیت اسفندیار رحیم مشایی، پایان حیات سیاسی مشایی و احمدی نژاد فرا رسید؛ هر چند این دو تن که میدانستند در صورت قطعی شدن عدم حضور مشایی در انتخابات، آنان هیچ امیدی برای ادامه حیات سیاسی نخواهند داشت، تمام هم و غم و تلاش خود را به کار بستند تا در انتخابات پیش رو صلاحیت مشایی تایید گردد؛ اتفاقی که تا کنون رخ نداده و بعید است رخ دهد؛ در نتیجه باید حیات سیاسی احمدی نژاد و مشایی را با پایان یافتن عمر این دولت پایان یافته تلقی کرد؛ اتفاقی که نه در مورد مشایی ، که در مورد احمدی نژاد خود وی باعث و بانی آن شد.
2 - آیتالله هاشمی رفسنجانی
با ثبت نام هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، احتمالات مختلفی درباره نتیجه انتخابات مطرح میشد؛ قدر مسلم از همان ابتدا این بود انتخابات به احتمال فراوان دو مرحله ای خواهد شد؛ که در صورتی که هاشمی با هر نامزدی به دور دوم برود، هاشمی شکست خورده خواهد بود؛ احتمال شکست هاشمی در این انتخابات بسیار بالا بود، هر چند که ممکن بود این شکست در مرحله دوم رخ دهد. و این برای هاشمی به معنی پایان حیات سیاسی وی تلقی میشد.
هاشمی با پایان دوره ریاست جمهوری اش، در مجلس ششم نامزد شد که هر چند در بازشماری بخشی از آرا تا رده چهاردهم نیز صعود کرد، اما به هیچ وجه این رتبه شایسته هاشمی رفسنجانی نبود؛ به هرحال در آن دوره لجن پراکنیهای اصلاح طلبان علیه هاشمی، او را مجبور به انصراف کرد.
هاشمی دیگر بار برای ریاست جمهوری نهم به رقابت با سایرین پرداخت؛ که در نهایت هم مغلوب سختترین حریف خود یعنی احمدی نژاد شد؛ آن هم در یک دوئل در دور دوم؛ وی همواره خود را در دولت احمدی نژاد منتقد سرسخت او نشان داد و در انتخابات 88 از رقیب اصلی او یعنی موسوی حمایت کرد؛ ولی این بار هم مردم به هاشمی و نامزد مورد حمایت او اقبال نشان ندادند و هاشمی سومین شکست سنگین خود را پذیرا شد.
این شکستها میتوانست با یک شکست دیگر در کارنامه هاشمی، حیات سیاسی او را برای همیشه پایان دهد؛ اما رد صلاحیت وی توسط شورای نگهبان چندان هم برای هاشمی بد یمن نبود؛ به لطف این رد صلاحیت، هاشمی امروز سر بالا می گیرد و دیگران هم برای او نامهها مینویسند و از اقبال مردم به وی سخن میگویند و حمایتش میکنند. از این رو شأن هاشمی و حیات سیاسی وی با این عدم احراز نه تنها پایان نیافت، که باعث توجه بیشتر به وی نیز شد. پس هاشمی که در معرض پایان حیات سیاسی بود، به خاطر عدم احراز صلاحیتش، حیات سیاسیاش ادامه یافته و پررنگتر هم شد؛ هرچند که عدهای بخواهند این اتفاق را بزرگ جلوه داده و توهین به هاشمی تلقی کنند.
**پس از انتخابات**
1 - محسن رضایی
سه دوره است که در انتخابات ریاست جمهوری نامزد انتخابات میشود؛ محسن رضایی یک بار هم در مجلس ششم نامزد نمایندگی مجلس شد که انتخاب نشد؛ در دوره نهم انتخابات ریاست جمهوری وارد عرصه رقابت شد؛ محسن رضایی تنها چند روز مانده به انتخابات و در شرایطی که برای وی محرز شده بود شانس چندانی برای پیروز شدن ندارد، از ادامه رقابتها انصراف داد؛
محسن رضایی در انتخابات ریاست جمهوری دهم اما با قدرت ادامه داد و تا انتخابات نیز حضور داشت؛ اما نتیجه آراء برای وی بسیار ناامید کننده بود؛ نفر سوم شد، آن هم با کسب رأیی زیر یک میلیون؛ این نتیجه بسیار بد بود؛ رضایی نیز ادعا کرد که نتیجه را قبول ندارد ولی تابع قانون است و از طرق قانونی پیگیر آرائش خواهد بود؛ اما نتیجه تفاوت چندانی نکرد.
این بار اما محسن رضایی تمام تلاشش را می کند تا بتواند پیروز شود؛ ژست میانه و معتدل گرفته و چندان حرفهای اصولگرایانه نمیزند؛ تمام تلاشش در این چهار سال هم همین بود که بتواند خود را انسانی متعادل و تابع قانون نشان دهد؛ امروز هم به عنوان نه یک نامزد اصولگرا که به عنوان یک نامزد مستقل وارد عرصه رقابت شده است؛ تلاشها و هزینههای او برای این انتخابات هم بسیار فزونی یافته است؛ نبودن هیچ قطبی در این انتخابات او را بسیار به پیروزی امیدوار کرده است؛ اما اگر نتواند پیروز این انتخابات باشد، باید اعتراف کرد حیات سیاسی وی نیز پایانی غم انگیز دارد؛ شکست او در عرصه رقابتی که قطبی در آن وجود ندارد، بسیار برای وی گران خواهد بود و پایانی بر حیات سیاسی رضایی تلقی خواهد شد.
2 - محمد باقر قالیباف
قالیباف در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری با قدرت تمام وارد شد؛ در نظر سنجی ها هم آرای بالایی را به خود اختصاص داده بود؛ تبلیغات گسترده قالیباف اما مغلوب تبلیغات ساده و بی آلایش احمدی نژاد شد؛ قالیباف نفر چهارم شد و با کسب رأیی نزدیک به 5 میلیون ، نتوانست به دور دوم راه یابد.
هر چند این شکست سنگین میتوانست زمینه ساز انزوای سیاسی قالیباف را از سطح کلان کشور فراهم سازد، اما با تدابیری وی در این سطح نگاه داشته شد تا کشور از تجربیات و قدرت مدیریتی وی بهره ببرد؛ از این رو قالیباف به انتخاب اعضای شورای شهر تهران، جایگزین احمدی نژاد شد. حضور در شهرداری کلانشهر تهران فرصتی مناسبی را برای قالیباف فراهم آورد تا او قدرت مدیریتی خویش را به همه نشان دهد.
امروز پس از گذراندن 7 سال تجربه مدیریتی در کلانشهر تهران، که نمره قابل قبولی هم گرفته است، قالیباف بازهم به فکر جانشینی احمدی نژاد است، این بار اما در پاستور؛ این بار قالیباف وارد عرصه انتخاباتی شده که هیچ قطبی در آن وجود ندارد؛ قالیباف امیدوار است با درسی که از شکست پیشین گرفته این بار سکان اجرایی کشور را به عهده گیرد؛ قالیباف اما اگر بازنده این دوره هم باشد، دیگر بعید است بتواند خود را بار دیگر در معرض رای مردم قرار بدهد؛ دو شکست در کسب رأی اعتماد مردم آن هم در بالاترین سطوح بعید است به راحتی بتواند التیام یابد؛ البته قالیباف میتواند در صورت شکست با یک امیدواری همچنان به آینده بیاندیشد، اینکه کسی که روی کار میآید او را به معاونت اولی منصوب کرده و سکان اداره کشور را عملا به او بسپارد.
3 - حسن روحانی
احتمال پایان حیات سیاسی حسن روحانی با انتخابات پیشرو نیز بسیار بالاست؛ حسن روحانی چند سالی هست که از سطح اول کشور به کنار گذاشته شده است؛ او ابتدا در مجلس ششم بود که نتوانست علیرغم حمایت جامعه روحانیت مبارز، آراء شهروندان تهرانی را به خود جلب کند و در نتیجه با شکست رو به رو شد.
دوران حضور حسن روحانی در کسوت دبیری شورای عالی امنیت ملی نیز، بار دیگر او را به وسط گود کشاند، ولی او در این مسند هم رفتاری با انتقادات فراوان داشت؛ مجموعه رفتار متساهلانه او در ماجرای پرونده هسته ای و ارتباط متساهلانهاش با غربیها، باعث شد، تا احمدی نژاد به محض انتخاب به عنوان ریاست جمهوری، حسن روحانی را از این سمت برکنار کند؛ این کنار رفتن حسن روحانی تاحدودی باعث انزوای وی شد.
این بار اما حسن روحانی در میدانی وارد شده است که مدتی هست خود را برای حضور در آن آماده میکند؛ او که این بار سعی کرده ژستی اصلاح طلبانه به خود بگیرد، تمام تلاشش را میکند تا بازنده عرصه نباشد؛ چون میداند اگر در این میدان که اغلب رقبا در یک سطح از اقبال عمومی هستند، شکست بخورد، دیگر فرصتی برای عرض اندام در فضای سیاسی نخواهد یافت.
**جمع بندی**
انتخابات پیش رو میتواند به حیات سیاسی عده ای از نامزدها پایان دهد؛ هر چند که هنوز برگزار نشده، به حیات سیاسی برخی پایان داده است؛ مثلا احمدی نژاد و مشایی را باید در این سطح دانست؛ حسن روحانی و محمدرضا عارف به سرعت حیات سیاسی خود را به پایان خواهند برد، اگر که شکست خورده این انتخبات باشند. همچنین محسن رضایی و محمدباقر قالیباف نیز حیات سیاسی خود را به آن گره زده اند؛ رضایی بیشتر و قالیباف هم کمتر. به هر حال باید منتظر ماند تا 24 خرداد...



